جمال الدين محمد الخوانساري
63
شرح احاديث طينت ( فارسى )
شما پس شما خود مىدانيد كه من اول منكر اين معنىام . و ممكن است كه اين معنى بطن آيهء كريمه باشد ، و اين حديث شريف نيز ابائى از حمل بر اين معنى ندارد ، و بنابراين غرض از ذكر آيهء كريمه همين باشد كه اول بودن آن حضرت به اعتبار اين است كه اول كسى كه اطاعت خدا كرده در وقت ميثاق او بود . پس هرچه دربارهء حقتعالى بايد اعتقاد كرد به اثبات يا نفى و همچنين در هرچه امر به آن كند يا نهى از آن نمايد او اول است در اطاعت كردن در آن ، پس اول كسى كه منكر فرزند باشد كه اعتقاد به نفى آن ضرور است او خواهد بود ، و الله تعالى يعلم . و چون اين احاديث نقل و شرح شد و وجه تأويل آنها ظاهر گرديد پس احاديث ديگر نيز كه در اين باب وارد شده قياس بر آنها خواهد شد و حاجت به ذكر همهء آنها نيست . بايد دانست كه اسناد احاديث مذكوره ، اگرچه پارهاى از آنها ضعيف است ، امّا سند بعضى از آنها معتبر است . مثل حديث دويم كه سند آن صحيح است ، و حديث هشتم كه ظاهر اين است كه موثّقى است كالصحيح . و حديث نهم كه حسنى است كالصحيح ، و حديث دهم كه حسن موثّقى است كالصحيح . و ايضا كثرت آنها به مرتبهايست كه قدر مشترك آنها قريب به تواتر شده ، و در طرق اهل سنت نيز احاديث بر وفق آنها وارد شده . نهايت بسا باشد كه به اعتبار اين معنى بعضى از آنها بر تقيّه محمول تواند شد ، و الله تعالى يعلم ، تمّت و آلاؤه عمّت . فائده [ در حديث صحيح و موثق و حسن ] در اصطلاح متأخّرين علما راويان حديث اگر همه عادل و امامىمذهب باشند آن حديث را صحيح گويند . و اگر همه عادل باشند امّا امامىمذهب نباشند ، يا بعضى از ايشان امامى نباشند آن را موثّق گويند . و اگر همه امامى باشند امّا عادل نباشند يا بعضى از ايشان عادل نباشد امّا هركه عادل نباشد او را مدحى كرده باشند آن را حسن گويند . و هرچه غير اينها باشد آن را